من به تو می خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی که باغبان باغچه ی همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده ی خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دست من و سیب دندان زده از دستان من افتاد به خاک دل من گفت : برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه ی تلخ تو را... و من رفتم و هنوز سال هاست که در ذهن من آرام٬آرام حیرت و بغض نگاه تو تکرار کنان٬می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم: که چه می شد اگر باغچه ی خانه ی ما سیب نداشت؟؟؟!!!!
+ نوشته شده در 24 Jun 2009ساعت 9:15 AM توسط شبنم
|
امروز که گل ز شبنم عشق، تر است خرسند ازين وصال شمس و قمر است تبريک صميمانهي ما را بپذير هرچند که تسليت سزاوارتر است ----- آوارهي صحرا و چمن داماد است بيچارهي فتنههاي زن داماد است شلوار گراد و چهرهي شاد نبين اين ميت بيگور و کفن داماد است ----- ديوانهي رنگ گونهي سوسن شد آوارهي وعدههاي سرخرمن شد بيچارهي عشق؟ نه، کمي هم بدتر بيچارهي نقشههاي مادرزن شد
به آنان که خوشگلپسندند
اين قبر براي من کمي باريک است تنگ است و کثيف و اندکي تاريک است خوب است ولي، چون که همه ميگويند: «احسنت! چقدر سنگ قبرت شيک است»
به ...
در خواب بديدم که سليمان شدهام من صاحب دربند و شميران شدهام ايکاش که در خواب ببينم امشب رانندهي پيکان جوانان شدهام ----- اي دلبر من، بيسروسامان تو ام ديوانه و مست روي خندان تو ام اين شهر اگر پر از سمند و پژو است معشوقهي من! منم که پيکان تو ام
+ نوشته شده در 16 Jun 2009ساعت 2:47 PM توسط شبنم
|
سیب
یه روز یه
سیباز روی درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد جاذبه زمین را کشف کرد.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد فکر کرد که چقدر بد شانس است و آن جا را برای همیشه ترک کرد.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد سیب را نقاشی کرد.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد مرد.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد سیب را با لذت خورد.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد توشه ای از علم سیب بر ذهن گذاشت و عصاره ای شفابخش ساخت برای اثبات توانگری خویش در آن چه مردم معجزه طب می نامیدند.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد گفت: این سیب توطئه خصمانه دشمنان من است و رفت تا انتقام بگیرد.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد با تنها رمقی که از فرط گرسنگی در دستانش جاری بود ، سیب را در جیب نهاد برای روز مبادا!
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد سفری کرد به دل ذرات نهان سیب تا فلسفه جهان را در آگاهی از پیوند ذرات آن بیابد.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد رفت تا سخاوت درخت را با دوستانش تقسیم کند.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد گفت: من هم مثل تو از ریشه و خانواده ام وامانده ام و آن یگانه سیب، همدم یک عصر گاه آن مرد تنها شد.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد سیب را خاک کرد تا نگاه بد بینانه دیگران طراوت سیب را پژمرده نکند.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و او اندیشید که چه دنیای کینه توزی که حتی درخت را به جنگ با آدمی بر می انگیزد و آن درخت را قطع کرد.
یه روز یه سیب از روی یه درخت افتاد روی سر یه مرد ، و آن مرد شعری درباره یک سیب نوشت:
زندگی یک سیب است، گاز باید زد با پوست ...
+ نوشته شده در 14 Jun 2009ساعت 3:19 PM توسط شبنم
|
Massari Real Love
Girl girl I’m goin outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I'm watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
Baby I was there all along
When you'd be doing things I would watch you
I picture you and me all alone
I'm wishing you was someone I can talk to
I gotta get you out of my head
But baby girl I gotta see you once again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I'm watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
Every night when I would go to sleep
I couldn’t stop dreaming about you
Your love has got me feeling kinda weak
I really can't see me without you
And now you runnin' round in my head
I'm never gonna let you slip away again
It's real love that you don't know about
Every now and then when I watch you
I wish that I could tell you that I want you
If I could have the chance to talk with cha
If I could have the chance to walk with cha
Then I would stop holding it in
And never have to go through this again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin outta my mind
And even though I don't really know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I'm watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
Today when I saw you alone
I knew I had to come up and approach you
Girl I really gotta let you know
All about the things you made me go through
And now she lookin'at at me in the eye
And now you got me hopin' I ain't dreamin' again, again
It's real love that you don't know about
Girl, girl I'm goin outta my mind
And even though I don't realy know you
I must've been runnin' outta time
I'm waiting for the moment I can show you
And baby girl I want you to know
I'm watching you go
I'm watching you pass me by
It's real love that you don't know about
You’re the one that I want and no one can take it from me
No no no no no
Even though I don't really know you
I got a lot of love I want show you
And you'be right there in front of me
I can see you passin' in front of me
No no no
Girl I need your love
Baby I need your love
عشق راستین
دختر من دارم دیوونه می شم
با اینکه زمان کافی نداشتم که تو را بشناسم
منتظر اون لحظه ای میمونم که بتونم خودمو به تو نشون بدم
عزیزم می خوام که اینا رو بدونی
دارم رفتنت را تماشا می کنم
داری از عشقم میگذری
این عشق راستین که تو نمی فهمی.
عزیزم من همیشه اونجا بودم
وقتی داشتی کاری انجام می دادی ن نگات می کردم
تو و خودمو تنها تصور می کنم
ارزو می کنم که ای کاش می تونستم باهات حرف بزنم
تلاش میکنم تو را از ذهنم بیرون کنم
ولی عزیزم می خوام دوباره ببینمت
این عشق راستین که تو نمی فهمی.
دختر من دارم دیوونه می شم
با اینکه زمان کافی نداشتم که تو را بشناسم
منتظر اون لحظه ای میمونم که بتونم خودمو به تو نشون بدم
عزیزم می خوام که اینا رو بدونی
دارم رفتنت را تماشا می کنم
داری از عشقم میگذری
این عشق راستین که تو نمی فهمی.
هر شب که می خوابم
نمی تونم به رویای تو فکر نکنم
عشق تو باعث شده من احساس ضعف کنم
نمی تونم خودمو بدون تو تصور کنم
عشق تو تمام وجود منو فرا گرفته
من هرگز به تو اجازه نمیدم که دوباره از من جدا بشی
این عشق راستین که تو نمی فهمی.
هر وقت که تو را تماشا می کنم
ارزو میکنم می تونستم بهت بگم که می خوامت
اگه فرصت اینو داشتم که با تو حرف بزنم
اگه فرصت اینو داشتم که با تو راه برم
اونوقت می تونستم بهت بگم دوستت دارم
و مجبور نبودم از گفتنش خودداری کنم
این عشق راستین که تو نمی فهمی.
دختر من دارم دیوونه می شم
با اینکه زمان کافی نداشتم که تو را بشناسم
منتظر اون لحظه ای میمونم که بتونم خودمو به تو نشون بدم
عزیزم می خوام که اینا رو بدونی
دارم رفتنت را تماشا می کنم
داری از عشقم میگذری
این عشق راستین که تو نمی فهمی.
امروز که تو را تنها دیدم
می دونستم که باید جلو بیام و بهت نزدیک بشم
دختر من می خوام بدونی
درباره تمام کارهایی که به خاطر تو انجام دادم
حالا او داره به چشمای من نگاه می کنه
و از من می خواد امیدوار باشم که دوباره رویا نیست
این عشق راستین که تو نمی فهمی.
هر وقت که تو را تماشا می کنم
ارزو میکنم می تونستم بهت بگم که می خوامت
اگه فرصت اینو داشتم که با تو حرف بزنم
اگه فرصت اینو داشتم که با تو راه برم
اونوقت می تونستم بهت بگم دوستت دارم
و مجبور نبودم از گفتنش خودداری کنم
این عشق راستین که تو نمی فهمی.
دختر من دارم دیوونه می شم
با اینکه زمان کافی نداشتم که تو را بشناسم
منتظر اون لحظه ای میمونم که بتونم خودمو به تو نشون بدم
عزیزم می خوام که اینا رو بدونی
دارم رفتنت را تماشا می کنم
داری از عشقم میگذری
این عشق راستین که تو نمی فهمی.
تو تنها کسی هستی که من می خوام
و هیچ کس نمی تونه این احساس را از من بگیره
نه٬ نه٬ نه٬ نه٬ نه
با اینکه من تو را کامل نمی شناسم
تمام وجودم عشق که می خوام به تو نشون بدم
تو اینجا روبروی من ایستادی
داری از جلو من رد میشی
نه٬ نه٬ نه
عزیزم من به عشق تو نیاز دارم
عزیزم من به عشق تو نیاز دارم.
+ نوشته شده در 13 Jun 2009ساعت 4:30 PM توسط شبنم
|
افسون
در بیگانگی و دوری دستها، لبان زیبا میشکفد و شبنم شادیهای گمشده اش رویای گریز را به خواب میبرد و او کلام را ترک گفت و کلام را برگزید که مگر در عظمت پستیها و در توانایی شکستها شادی او را دریابد: او که بر او پیشی گرفت و او که آنها شود...
رهرو تندگذر آرام میگیرد و در راز شگفت چشمها بر بی نهایت ظلمت مینگرد و بر نارنجی یک سپیدی از دست رفته، لبان زیبا سخن بیگانه را آغاز میکند: ...................................... پرتو این جادو بر تو باد باشد که سیلهای نایافته در اعماق فراموشی پایان پذیرد... شکست نقش دیدار، التهاب آنسوها را بر گریز میگسترد و رنج سرگردانی، آرامش افسون را در هم میشکند: مرا با این دریاهای مرده کاری نیست؛ آن اقیانوس پرخروش، اقیانوس من، کجاست؟ .......... بگذار تو هم رفته باشی بگذار همه رفته باشند توفان عظیم، صدای ربوده را باز نخواهد آورد لرزه ی آخرین تپش، افسون حضور را بدرود میگوید: آری داستان را پایان دهیم! اما لبان زیبا، کدام داستان را؟ داستانی که هرگز آغاز نشد؟ پرده یی ناگشوده فروافتاد. و چه زیباست افسانه ی یک پرده ی ناگشوده!
+ نوشته شده در 11 Mar 2009ساعت 9:17 AM توسط شبنم
|
برهنه شو....
در این شب بی ماه و گل ستاره ساز صحنه شو رخت غزل کش پاره کن در شعر من برهنه شو تو بهترین صحنه شو برهنه شو ....... برهنه شو
بوی تو آرامش آب بوی تو عطر صد کتاب بوسه ی جادویی تو کشف دوباره ی شراب تو بهترین صحنه شو برهنه شو ....... برهنه شو
ناخن سرخ دست تو آی آی آی باغچه ی تب کرده ی من کفش تو ساز کولیان آی آی آی شال تو جای گم شدن چشم تو جای امن شب آی آی آی به وقت گرگم به هوا سینه ی پر قصه ی تو آی آی آی صدای معدن طلا تو بهترین صحنه شو برهنه شو ....... برهنه شو
حرف تو گیلاس درشت ناز تو ابریشم چین اسم تو یاد گل یاس بغض تو لرزش زمین تو بهترین صحنه شو برهنه شو ....... برهنه شو
+ نوشته شده در 10 Feb 2009ساعت 5:39 PM توسط شبنم
|
Haaaa Come on baby Haaaa One night Haaaa One night only
You want all my love and my devotion You want my loving soul right on the line I had no doubt that I could love you forever The only trouble is I really don't have the time
I've got one night only One night only That's all I have to spare One night only Let's not pretend you care
I've got one night only One night only Come on, we better come on One night only We only have 'til dawn We only have 'til dawn We only have 'til dawn We only have 'til dawn One night only One night only
One night only Oh One night only Yeah-yeah
One night only Come on, come on One night only Come on, come on You and I will be running out of time!
Whoo yeah Come on, come on Whoo, come on Come on, come on Come on Come on, come on Come on, yeah Come on, come on
One night only Come on, come on One night only Come on, come on Come on, come on Come on, come on Come on, come on Come on, come on Come on
این آهنگ رو خیلی دوست دارم تقدیم به شما دوستانم
+ نوشته شده در 24 Jan 2009ساعت 4:44 PM توسط شبنم
|
Enrique - Tired Of Being Sorry
I don't know why You want to follow me tonight
نمیدونم چرا امشب میخوای به دمبالم بیای! When in the rest of the world With you whom I've crossed and I've quarreled
وقتی در آرمش دنیا من با تو کج خلقی کردم Let's me down so
پس نفرینم کن For a thousand reasons that I know
بخاطر هزیران دلیلی که میدونم To share forever the unrest
تا برای همیشه عذاب و آشفتگی رو به من هدیه کنی With all the demons I possess
با تمام روحهای پلیدی که در درونم هست Beneath the silver moon در زیر نور نقره ای ماه
Maybe you were right
شاید تو راست می گفتی! But baby I was lonely
اما عزیزم من تنها بودم I don't want to fight
دیگه نمیخوام بجنگم I'm tired of being sorry
دیگه از شرمنده بودن خسته شدم
Chandler and Van Nuys With all the vampires and their brides
با تمام خون آشامها و عروسهایشان We're all bloodless and blind
ما بی خون و کور هستیم And longing for a life
و به زور زنده ایم
Beyond the silver moon
در ماوراء نور نقره ای ماه
Maybe you were right
شاید تو راست می گفتی! But baby I was lonely
اما عزیزم من تنها بودم I don't want to fight
دیگه نمیخوام بجنگم I'm tired of being sorry
دیگه از شرمنده بودن خسته شدم
I'm standing in the street
در خیابان ایستادم Crying out for you
تورا صدا می کنم No one sees me
کسی منو نمیبینه! But the silver moon
جز نور نقره ای ماه
So far away - so outer space
اون دور دورا، خارج از این کره خاکی I've trashed myself - I've lost my way
خودم رو حروم کردم، راهم رو گم کردم I've got to get to you got to get to you
باید بهت برسم، باید بهت برسم
Maybe you were right
شاید تو راست می گفتی! But baby I was lonely
اما عزیزم من تنها بودم I don't want to fight
دیگه نمیخوام بجنگم I'm tired of being sorry
دیگه از شرمنده بودن خسته شدم I'm standing in the street
در خیابان ایستادم Crying out for you
تورا صدا می کنم No one sees me
کسی منو نمیبینه! But the silver moon
جز نور نقره ای ماه (lalalala [till end])
Maybe you were right
شاید تو راست می گفتی! But baby I was lonely
اما عزیزم من تنها بودم I don't want to fight
دیگه نمیخوام بجنگم I'm tired of being sorry
دیگه از شرمنده بودن خسته شدم I'm standing in the street