تبليغاتX
شبنم عشق

ღ.•* *•.۩۞۩ HAPPY VALENTINE ۩۞۩.•* *•.ღ

خوب دوستان عزیز خودم بهتر یه مطلب رو در مورد روز عشاق ایرانی بدونید

چون هم فرهنگ ما غنی تر نسبت به فرهنگ جوامع غربی و هم 

پیشینه بیشتری داریم .

و من این مطلب رو با اجازه از امیر جان برای 

آگاهی بیشتر شما دوستان از تاریخ کهن ایران در وبم قرار دادم

و حالا امیدوارم ۲۹ بهمن روز عشاق ایرانی به شما و

 معشوقتون خوش بگذره

 

 

 

روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲5 بهمن‌ماه (۱۴ فوریه) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است.

این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

پیشینهٔ‌ تاریخی

در صده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند.

کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می‌شود...

بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان نهاد و نمادی می‌شود برای عشق!

 سپندارمذگان

در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.(از ویکی‌پدیا).

 

 

 

"شاید افراد زیادی را ببینید كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غلیظ Americanاش تلفظ می كنند.
اما تعداد افرادی كه از واژه درود استفاده می كنند، بسیار نادر است!
همینطور كلمه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار راحت تر از بدرود در دهان ها می چرخد. ما حتی به این هم بسنده نكرده ایم!
این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت هی خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند. سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت كریسمس اهتمام می ورزند!
جشن شب یلدا كه به بهانه بلند شدن روز، بری شكرگزاری از بركات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شكرگزاری برپا می كنند!
همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم سپندار مذگان به گوششان نخورده است.

 

 

 

این جشن‌ها نشان دهنده‌ی فرهنگ، چگونگی زندگی، خلق و خوی، فلسفه‌ی زندگی و در کل جهان بینی ایرانیان باستان است. از آن‌جایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. «آگاهی داشتن از فرهنگ های سایر ملل» و «مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ‌ها» دو چیز جداگانه است. با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی‌اینکه ریشه در خاک، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی است که دیگران پیش از ما رسیده‌اند و جا خوش کرده‌اند! برای این‌که ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم‌ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت‌ها است.

بیاید بجای "والنتاین" ، "سپندارمذگان" را پاس بداریم.

 

 

   

یکی از روشهایی که میتوان توسط آن حتی در طول سال یکبار محبت را آنطور که شایسته است

 در طبق اخلاص گذاشت و مقابل روی معشوق گرفت ، سنت « روز والنتاین » است

 که به حرمت شهادت « والنتاین قدیس » شهید عشق ، آنروز را « روز عشق » نامیده‌اند‌ ...

 

            

  

داستانهاي زيادي درباره علت نامگذاري اين روز با نام روز والنتاين وجود داره

ولي يکيشون که از بقيه مشهور تره اينه که " والنتاين" يک کشيش رمي در قرن

 سوم ميلادي بود. کلاديوس دوم امپراتور وقت ازدواج رو منع کرده بود.

اون ميگفت که سربازان متاهل جنگجويان خوبي نيستند. والنتاين فکر ميکرد

 که اين کار عادلانه نيست و مراسم ازدواج رو در خفا انجام ميداد.

کلاديوس که اين موضوع رو فهميد دستور داد که والنتاين رو در زندان انداخته و سپس بکشند.

 کلاديوس به زندان افتاد و در آنجا عاشق دختر کور زندانبان شد.

اين رابطه در حدي پيش رفت که عشق او و اعتقاد او به پروردگار باعث بازگشت

بينايي دختر زندانبان شد.
روز 14 فوريه که والنتاين رو براي اعدام ميبردند اون نامه اي نوشت و

 چون اسمش والنتاين بود، در آخر نامه نوشت "از طرف والنتاين تو"

(From your Valentine). از اون به بعد کلمه والنتاين جاي خود را بمعني

عاشق در فرهنگ زبان باز کرد.
اولين پيغام والنتاين پس از آن شعري از طرف چارلز (Charles)،

 از اشرافزادگان اورلئون (orleans) براي همسرش در سال 1415 ميلاديه.

او در جنگ "آگينکورت" (Agincourt) دستگير شده بود و در زنداني در برج لندن

 در انتظار اعدام بود. در آن زمان او شعري به همسرش نوشت و کلمه والنتاين

 را در آن بکار برد. ولي روز والنتاين تا قرن 17 ميلادي هنوز روزي ناشناخته بود.

 در قرن 18 نوشتن پيغامهاي ابراز محبت و ارسال آن بصورت معمول در آمد.

 سپس کارتهاي آماده درست شد و چون از قبل چاپ شده بود، گفتن "دوستت دارم"

را براي مردم (مخصوصا مردم خجالتي) راحت تر کرد.

 

      

 

و اما جشن روز والنتاين يک رسم قديميه که ريشه در يک فستيوال رمي داره.

 رمي هاي غير مسيحي در وسط فوريه که براي اونها آغاز بهار بود يک فستيوال

بنام "لوپرکاليا" (Lupercalia) داشتند. در بخشي از اين فستيوال دخترها

اسمشون رو مينوشتند و درون جعبه اي مي انداختند و پس از آن هر پسري يه اسمي

 رو بصورت شانسي از اونتو بر ميداشت. بدين ترتيب اونها در طول فستيوال

 به عنوان دوست پسر و دوست دختر با هم بودند. البته در مواردي اين دوستي به ازدواج

 هم مي انجاميد.
کليسا تصميم گرفت که اين فستيوال رو به يک جشن مسيحيت و يادبود

 روز وفات کشيش سنت والنتاين تبديل کنه. پس از آن بمرور نام والنتاين

توسط مرداني که ميخواستند عشق خود را به معشوقشان ابراز کنند بکار برده شد.


-


امروزه روز والنتاين جزو روزهاي اصلي جشن در تمام دنياست.

اما اين به معني ارسال پيغام براي شخصي که عاشق او هستيد، نيست.

شما ميتوانيد با فرستادن يک پيغام بدوست خود به او بگيد که به او اهميت ميدهيد.

 در کشور انگلستان در اين روز پول بسياري صرف ابراز محبت ميشود.

طبق آمار در انگلستان در روز 14 فوريه سال 2001 تنها 22 ميليون پوند

صرف خريد گل شده است. 7 ميليون گل سرخ و 12 ميليون کارت ارسال شده است.

 در سال 2001 سي ميليون پيغام بصورت خلاصه WUBMV بمعني

"آيا ولنتاين من ميشي؟" (Will You Be My Valentine) فرستاده شده است!

و بنا به تحقيق انجام شده نصفي از دارندگان موبايل انتظار دريافت يک پيغام ولنتاين

رو بر روي موبايل خود داشتند، از هر 4 نفر يکي به دوست خود پيغام فرستاد که با

هم به گشت و گذار بروند و جالبتر از همه اينکه از هر 4 نفر يکي پيغام آنچناني

 براي شماره اي اشتباه فرستاد (پس اگه پيغامي گرفتيد ذوق زده نشيد! طرف شماره

 رو اشتباه گرفته).

 


-

 


امروزه در بعضي کشورها اين روز رو به دو قسمت تقسيم کردند.

 مثلا 14 فوريه دخترا به پسرا شکلات ميدهند و عشقشونو ابراز ميکنند و

در عوض در روز 14 مارس پسرا با اهداي آبنبات ابراز محبت ميکنند و

اينجوري دو روز رو خوش ميگذرونند!
خوب... روز ولنتاين خوبي رو براتون آرزو ميکنم و بهتون ميگم که اگه کادو

 و يا پيغامي دريافت نکرديد ناراحت نشيد... اين دادن محبته که اهميت داره... و

اگه هم ميخواهيد به روش متفاوتي به عشقتون روز ولنتاين رو تبريک بگيد،

 پيشنهاد ميکنم به زبانهاي مختلف بهش بگين که دوستش داريد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 14 Feb 2007ساعت 9:32 AM توسط شبنم |
کنار تو هستم ...

کنار تو هستم ...دست در دست تو... چشم در چشم تو...میدانم که خود را در من

میبینی....من چیستم؟!!ایا که افسانه ای خاموش که در فریب عشوه ی نسیم خود را باخته

است؟ایا که فریادی شکسته شده در همه ی گلوهای بیکسی؟!!در عمق چشمانم خود را حبس

کن میبینی خویشتن دور از خودرا...من چیستم؟بهت نگاهت که در خاطره های یک جنون

خوابیده است؟!!زاغک دربدری دور از آشیان بمانند لکه ی ننگی که بر دامن مادر سرنوشت

نشسته است؟!!دستان سردم را با گرمی تنت اشنا کن بگذار اینبار من غوطه خورم در نگاه گمنام

 و بی نشانت چون شبنمی که بدستان شبهای سردو مرده ی آرزو نشسته است.بگذار تا سپیده

 دمان در نگاه هم گم شویم چه باک که بمیریم در شبگیری خاموش و زیر چتر مهتابی رنگ

 باخته .آندم که سپیده سر زند بمانند پروانه ای بسوی آفتاب پر کشیم....آه...این کالبد قفس

مانند چه تنگ است برایمان من بیتابم وتو توان این تنگنا را نداری... ترا میخوانم وتونیزمراصدا

زن.برق حسرت راازچشمان بازم که همچنان منتظر دراین راه تا افق کشیده شده خیره مانده

است بزدای.بدنبال تو درهرقدمت میایم اما عجیب است که ردپایی بران جاده ی غم گرفته

نمیبینم...!چشمانت چه جاده ی طویلی دارند!!وچشمان من انگار صحرایی ست که هیچ راهی

به شهرآرزوندارد.بیا برگردیم این رویای بزرگیست که دلم وسعت بزرگی آن راندارد.بیا

برگردیم به شهری که درباران آرام سحرگاهیش انگارحتی خالقمان دست وروشسته

است.قلبهامان کوچکتر از ان است که شوق این رویای گم شدن در هم را در خود جای دهد.مگر

نمیدانی که در این رویا حتی تک درخت غربتمان نیز خشکیده است.بیا برگردیم حدیث

سرنوشت راهمان را رودها کنده اند ...ما ناممان را برروی آب نوشته ایم!!!

 

 

+ نوشته شده در 10 Feb 2007ساعت 10:39 AM توسط شبنم |
بازی یلدا

 شبنم آینه دار بود

آنگاه که خورشید

بر طبق

جهاز صبح می آوردند

×توضیح:طبق :سینی بزرگ و مدورر و...
جهاز : جهیزیه

 

 

 

سلام دوستان عزیز خودم

 

امروز پست جدیدم با پستهای قبلی یه مقدار متفاوت

البته به دو دلیل قانع کننده

 

1-     یکی از دوستانم (امیر جم) زحمت کشیده و یه طرح کوتاه برام سروده و

اون رو بهم تقدیم کرده منم به پاس قدر دانی از زحمتی که برام کشیده

اون طرح رو در پست جدیدم قرار دادم تا همه از خوندن اون لذت ببرید

 

و اما دومی ...

 

 

2-     من به بازی یلدا دعوت شدم البته توسط نگار جون

 

این بازی به این شکل که من باید 5 تا اعتراف کنم

 

البته خیلی سخته و سعی می کنم اون بهتراش رو بگم

 

ولی قبل از این یادتون باشه هر چی اینجا می خونید نخونده بگیرید

باید قول بدید و گر نه ...

 

 

خوب شروع می کنم

 

1-     من وقتی کلاس اول راهنمایی بودم یکی از دوستام خیلی باها ضد بود اون همیشه به من و دوستام حسودی می کردو بدتر از همه اون استقلالی بود

و سر اینکه پرسپولیس برنده شد کلی با من لج بازی کرد

منم وقتی حرصم در اومد رفتم به ناظممون لوش دادم که دفتر خاطرات میاره مدرسه...

 

 

2-     من تا حالا دل 10 تا پسر رو ناجور شکستم تازه همشون فکر می کنن تقصیر خودشون بوده

 

 

3-     یه بار پول شارژ تالیا داداشم رو بهش دادم عوضش کلی تو زحمتش انداختم وب لاگ نویسی رو ازش یاد گرفتم

 

 

4-     من توی مجالس و مهمانیا از همه خوشگل ترو خوش تیپ ترم از خودم تعریف نمی کنم

ولی می خواهم با این کارم حال بقیه دخترهای فامیل رو بگیرم که تا حالا بدجوری موفق بودم

 

 

5- اما آخری ما زیاد شمال می ریم من یه دفعه یه قورباغه درشت رو زیر پام له کردم (هنوز عذاب وجدان دارم)

 

 

 

 

 

حالا اونایی که دعوت شدن

 

اول امیر محمود خان برادر عزیزم

دوم رولی جون

سوم شیطان عزیزم

چهارم مهربون و نصفه جون

پنجم مهرداد جون

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 3 Feb 2007ساعت 10:2 AM توسط شبنم |
شهر شبنم ها

تو یعنی گونه های غنچه ای را به رسم مهربانی ناز کردن
تو یعنی کوچه باغ آرزو را به روی گام یاسی باز کردن

تو یعنی وسعت معصوم دل را به معنای شکفتن هدیه دادن

تو یعنی بوته ای از رازقی را  میان حجم گلدانی نهادن

تو یعنی جستجوی آبی عشق  تو یعنی فصل پاک پونه ای بودن

تو یعنی قصه شوق کبوتر تو یعنی لذت سبز شکفتن

تو یعنی با تواضع راز دل را به یک نیلوفر بی کینه گفتن

تو یعنی وسعتی تا بی نهایت تو یعنی نغمه موزون باران

تو یعنی تا ابد آیینه بودن برای خاطر دلهای یاران

تو یعنی در حضور نیلی صبح گلی را به بهار دل سپردن

 تو یعنی ارغوانی گشتن و بعد هزاران دست تنها را فشردن

تو یعنی مثل شبنم عاشقانه گلوی یاس ها را تازه کردن

تو یعنی حجم رویای گلی را میان کهکشان اندازه کردن

تو یعنی پونه را زیر باران میان کهکشان اندازه کردن

تو یعنی بی ریا چون یاس بودن و یا به شهر شبنم ها رسیدن

تو یعنی انتظار غنچه ها را میان شهر رویا خواب کردن

تو یعنی غصه های زرد دل را به رنگ نقره مهتاب کردن

تو یعنی در سحرگاهی طلایی  به یک احساس تشنه آب دادن

تو یعنی نسترن های وفا را به رسم مهربانی تاب دادن

 تو یعنی غربت یک اطلسی را ز شوق آرزو سرشار کردن

تو یعنی با طلوع آبی مهرصبور و شوق آرزو سرشار کردن

تو را آن قدر در دل می سرایم که دل یعنی تو را زیبا سرودن

فدای تو شقایق احساس و رویای بی آغاز سرودن

 

+ نوشته شده در 24 Jan 2007ساعت 5:19 PM توسط شبنم |