تبليغاتX
شبنم عشق

خیـــــزو جامه نیلی کن روزگار ماتم شد

 

 

خیـــــزو جامه نیلی کن           روزگار ماتم شد

دور عاشـــــــــــقان آمد           نوبت محرم شد

پای خــــون دل وا کن         دست موج پیدا کن

رو به ســــــــوی دریاکن         ساحلی فراهم شد

گریه کــــن گلاب افشان       گل به خاک می افتد

باد مهرگــــــــــان آمد         قامت علی خم شد  

 

 

سلام دوستان گلم امیدوارم که در خزان حسینی دلهاتان مانند همیشه بهاری باشد و مبادا که ژاله های غم الود ,قلبهای شبنمی شما عزیزان  را بپوشاند .

 

قبل از اینکه براتون یک خاطره ی جالب که حدودا چند دقیقه ی پیش توی خونمون اتفاق افتاد رو تعریف کنم می خواستم شهادت سید و سالار شهیدان کربلا و برادر با وفای ایشان , قمر بنی هاشم را تسلیت بگویم .

 

حالا بریم تا براتون اون خاطره ی جالب و به یاد ماندنیم رو تعریف کنم همونطور که خودتون می دونید امروز روز روز تاسوعا بود ولی من به خاطر اینکه قصد دارم توی کنکور امسال شرکت کنم و حسابی سرم به درس خوندن گرمه نتوستم مثل سالهای پیش برای شرکت در عزاداری امام حسین (ع)به خارج از منزل برم ولی مثل اینکه امام حسین مثل همیشه من رو فراموش نکرده بود و هدیه ای برام فرستاد که هم باعث خوشحالی من و هم دیگر اعضای خانواده ام شد  .

اگه تونستید حدس بزنید که این هدیه ی فوق العاده بامزه چی بود ؟

 

خوب نمی خواهد زیاد فکر کنید

خودم با کمال میل بهتون می گم

این هدیه یه بره ی کوچولویه  خیلی ناز بود

 که پدرم وقتی که برای ذبح گوسفندان نذریه هیئت به  مسجد محله رفته بود , از شکم یکی از گوسفندان بیرون اورده بود .

 

وقتی که بابام از مسجد به خونه رسید من و دخترداییم (مونا)داشتیم یکی از حکایت های کتاب ادبیات رو می خوندیم که یکدفعه صدای پدرم رو شنیدم که صدام می زد وقتی که رفتیم پیش بابام اون به ما گفت که موبایلتون رو بردارید و سریع به اتاق پذیرایی بیایید .

 

ما که شدیدا دوست داشتیم ببینیم قضیه از چه قراره با سرعت خودمون رو به اتاق رساندیم ناگهان مونا رو به من کردو گفت : ای بابا ما رو به خاطر دیدن کله پاچه ی گوسفند صدا کردند و من در حالی که هنوز با دقت به درون کیسه ای که دست پدرم بود نگاه می کردم گفتم : نه مونا , این که کله پاچه نیست بره تو دلیه بیا جلو و ببین چه قدر بامزه است .

 

مونا هم با شنیدن این حرف من سریع پیش من اومد و هر دو اون بره ی با مزه روبه اشپزخونه بردیم تا بشوریمش و ازش عکس بگیریم تا هم به عنوان یادگاری برای خودمون بمونه و هم شما اون رو ببینید .

 

 

و حالا اون چیزی که به عنوان یادگار از اون بره ی بانمک برای ما مونده بیست تا عکس و یک فیلم سی دقیقه ایه.

 

حالا چند تا از این عکس های برفدونم رو براتون می ذارم

 

برفدونه ساعت دوازده شبه تاسوعا مهمون خونه ی ما شد و حالا ساعت دو و پنجاه دقیقه بامداد روز عاشورا ست .

 

در پایان صحبتم از امام حسینم بابت این هدیه بسیار تشکر می کنم و بهش می گم که خیلی دوستش دارم.

 

 

 

راستی دوستای شبنمی من تا یادم نرفته بهتون بگم که برام خیلی دعا کنید تا بلکه با دعاهای خیر شما بتونم از ازمونه کنکور سربلند بیرون بیام .

 

تا اواسط اسفند ماه نمی تونم به شما دوستای خوبم سربزنم ,امیدوارم من رو ببخشید.

و اما این هم آدرس وب لاگ مونا ست :

 

www.arameshe-abadi.blogfa.com

 

و درپایان همه ی شما را به خدای شبنم عشقم می سپارم.

 

  

 

 

 

+ نوشته شده در 19 Jan 2008ساعت 3:2 AM توسط شبنم |
Merry Christmas

 

 Merry Christmas

 

Jingle Bells
Jingle Bells
Jingle all the way
oh what fun it is to ride
in a one horse open sleigh

Jingle Bells
Jingle Bells
Jingle all the way
oh what fun it is to ride
in a one horse open sleigh 

 

 

Dashing through the snow

In a one horse open sleigh

O'er the fields we go

Laughing all the way

Bells on bob tails ring

Making spirits bright

What fun it is to laugh and sing

A sleighing song tonight

Oh, jingle bells, jingle bells

Jingle all the way

Oh, what fun it is to ride

In a one horse open sleigh

Jingle bells, jingle bells

Jingle all the way

 

Oh, what fun it is to ride

In a one horse open sleigh

A day or two ago

I thought I'd take a ride

And soon Miss Fanny Bright

Was seated by my side

The horse was lean and lank

Misfortune seemed his lot

We got into a drifted bank

And then we got upsot

Oh, jingle bells, jingle bells

Jingle all the way

 

Oh, what fun it is to ride

In a one horse open sleigh

Jingle bells, jingle bells

Jingle all the way

 

 

Oh, what fun it is to ride

In a one horse open sleigh yeah

Jingle bells, jingle bells

Jingle all the way

 

 

Oh, what fun it is to ride

In a one horse open sleigh yeah

Jingle bells, jingle bells

Jingle all the way

 

 

Oh, what fun it is to ride

In a one horse open sleigh

 

 

 

 

 

Marie Williams

 

On a cold and misty morning,
As I gazed upon the tree,
Memories of Christmas past
Came flooding back to me ...

Childhood days of peace and joy
As Carolers sang their songs,
Knowing that, with happy hearts,
A new day soon would dawn
!

And, with each passing hour,
Soon the Christmas bell would toll.
We'd gather round the Christmas tree
And listen, young and old,
As Dad would tell the story
Of our Savior's birth foretold ...

Born in a lowly manger,
Dressed in swaddling clothes.
Shepherds came from far away,
The Lord to see, they rode.

 
 

Traveling by stars at night,
Angelic hosts proclaimed
Hosanna to the king of kings.
We praise His holy name.

Of peace on earth ~ good will to man,
Lord, help us to renew.
The peace that we are looking for,
We'll only find in You.

I smile as I remember
Dad kneeling down to pray.
Lord, bless each and every one
that's kneeling here, today
.
 


May the peace and joy of Christmas
be theirs the whole year through.
May they be a blessing as they are blessed.
May they be a light for You.

Now, Christmas time is drawing near
and all I ask of thee
Is 'help me spread some Christmas cheer
And maybe plant a seed
'.

 

 

 

 

 

  روح خداوند*


 

شب است و لحظه ی حرمان مریم         وطفلی خفته در دامان مریم
وجود نازنينش بكر و بي عيب            خدا می داند و وجدانِ مریم
مسیح خالق و پیغمبر صلح                   گلی خوشبوی از بُستانِ مریم
همان طفلی که از روح خداوند               نهالش تنجه زد در جانِ مریم
نه دستی بهر تیمار وجودش               
ولی چون کوه بُد پیمانِ مریم
ندای لا تَخَف لا تَحَزنوهآ                  زسوی خالقِ سبحانِ مریم
شفا بخش دل پردرد او شد                بشد لطف خدا از آنِ مریم
بُوَداو روح «جاوید» خداوند                  نبشته این چنین فرمانِ مریم

 

 http://www.youdecide2008.com/wp-content/uploads/ChristmasManger_top.jpg

 

 

سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.

 



به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.


 


واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.


 

 


بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.

در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که ار.پاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.


در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.

کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.


در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.


در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.

 


 


تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند. 

 

 

 

*** 

 

+ نوشته شده در 31 Dec 2007ساعت 3:0 PM توسط شبنم |
****REAL LOVE از MASSARY ****

 

 

 

Girl, im going out of my mind (mind)

 

هی دختر واقعا دارم دیوونه میشم


and even though i dont really know you(you)

 

هرچند که درست و حسابی نمیشناسمت

 

 

 

and plus im feeling im running out of time

فکر می کنم که دیگه فرصتی واسم نمونده

im waiting for the moment i can show you(show you)

منتظر یه فرصتیم که بهت نشون بدم


and baby girl i want u to know, im watching you go

و عزیز دل، میخوام بدونی، دارم رفتنت رو می بینم

im watching you pass me by

دارم میبینم که داری از کنارم رد می شی

its real love that that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی...

 


Baby i was there all alone.. When you'd be doing things i would watch youj but baby girl i gotta see you once again (again)

 

عزیزم من تموم مدت اونجا بودم تنهای تنها.. و وقتی اون کارارو میکردی میدیدمت

تورو باید از فکرم بیرون کنم، ولی عزیز دلم میخوام یه بار دیگه ببینمت

its real love that you dont know about..

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی....


its real love that that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی ...

 


Every now and now i go to sleep, i couldn't stop dreaming about you

هر وقت میخوام بخوابم، نمیتونم جلوی خودمو نگه ندارم که بهت فکر نکنم


your love is got me feeling kinda weak.. i really cant see me without you

بی عشقت من ضعیفم، بدون تو بودن رو حتی نمیتونم تصور کنم


and now u're running around in my head

و حالا تو همش تو فکرمی

Im never gonna let you slip away again (again)


نمیخوام دوباره از کفم بری


Its real love that that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی ...و


 


Every now and then when i watch you...

انگار داری دور سرم میچرخی ....

I wish that i could tell you that i want you

هر وقت تورو می بینم

دلم میخواد که بتونم بهت بگم که میخوامت


if i can have the chance to talk with to you..

If i get up the chance to walk with you

اگه باز فرصت صحبت کردن رو باهاتو پیدا کنم

اگه بتونم باز باهات قدم بزنم


then i would stop holding it in and never have to go through this again (again)


دیگه این احساسو تو خودم نگه نمی دارم و نمیذاشتم این وضعیت پیش بیاد

دیگه مجبور نیستم تحملش کنم


Its real love that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی ...

its real love that that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی ...



Today when i saw you alone... i knew had to come up and approach you

امروز وقتی تنها دیدمت. . .میدونستم باید بیام و پیشت باشم


coz girl i really gotta let you know

...all about the things you made me go through

چون دختر جون،واقعا میخوام بدونی. . .

راجع به تمام چیزایی که منو اسیرشون کردی


and now she looking at me in the eye and now

و حالا اون داره تو چشمام نگاه میکنه

You get me open and now you dreaming
again (again)

تو منو تو عشق خودت ول کردی و بازم رفتی تو رویا

its real love that that you dont know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی...

Every now and then when i watch you...

 

 

I wish that i could tell you that i want you

هر دفعه که می بینمت، از خدا میخوام که بتونم بهت بگم، تورو میخوام


if I can have the chance to talk to with you..

If i get up the chance to walk with you

اگه باز فرصت صحبت کردن باهاتو پیدا کنم

اگه بتونم باز باهات قدم بزنم


then i would stop holding it in and never have to go through this again (again)


دیگه این احساس رو تو خودم نگه نمی دارم و

دیگه مجبور نیستم تحملش کنم


Its real love that you don't know about...

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی....

its real love that you don't know about..

این اون عشق واقعیه که تو ازش بی اطلاعی ....



You're the one that I want to know that I can take it from me nonunion

تو تنها کسی هستی که میخوام همیشه یادم باشه

که هیچوقت نمیتونم از قلبم جداش کنم


even thought I don't really know you.. I gotta lotta love I want to show you

 

 

هرچند تورو خوب نمیشناسم، ولی میخوام عشقم رو بهت نشون بدم


and you'd be right there in front of me.. I see you passing in front of me

Monona

و تو اونجا پیش من خواهی بود، و تو رو خواهم دید که از روبروم رد میشی

 
girl I need ur love ...Baby I need Ur love

هی دختر من به عشقت نیاز دارم، عزیزم به عشقت نیاز دارم

 

 

TinyPic image 
 
  

 

+ نوشته شده در 22 Dec 2007ساعت 10:15 AM توسط شبنم |